۲۴ فروردین ۱۳۸۶

حکایت۳۰۰ سرباز اسپارتی، ۱۵ملوان انگلیسی
و۲پسر من


از شما چه پنهان من مدتی است با مشکل پرسش های بی پایان فرزندانم و دوستانشان در باره ایران روبرو هستم. تا چند روز پیش ماجرا تقریبا جالب بود، اما از وقتی که... بگذارید از اول شروع کنم:

پسرانم که در مجموع یک ماه بیشتر از زندگیشان در ایران نبوده اند.که آن هم یک بار همگی برای دیدار خانواده بزرگ ایرانی خودمان رفته بودیم، مانند همه نسل دوم ایرانی های خارج از کشور، خیلی به ایران علاقه دارند، با این که مسافرت های زیادی داشته اند ولی بهترین سفرشان را سفر به ایران می دانند. کباب و خورشت هایی که درست می کنیم یا رنگ غذاهای سفره مان نشانه ای است که از لحاظ فرهنگی همانقدر که به مادرشان کشیده اند از فرهنگ پدرهم عقب نمانده اند.

ماجرا از تماشای تبلیغ فیلم 300 شروع شد. وقتی فیلم به اکران های فرانسه رسید با شور و شوق زیاد همراه دوستانشان به سینمایی درپاریس رفتند که فیلم را به زبان اصلی تماشا کنند. در این که امپراتوری پارس آن زمان نیروی برتر یا به قولی ابرقدرت شرق بود احساسات میهن دوستانه شان را ارضا کرده بود، ولی از این که فیلم پارسی ها را بربر نشان داده بود خشمگین بودند. من متاسفانه وقت نکرده ام این فیلم را ببینم و منتظر دی وی دی آن هستم . فرزندانم با نگاهی به کتابهای تاریخ و جستجو در گوگل به سه زبان در مورد این برهه تاریخ امپراتوری پارس متوجه شدند که این فیلم حقایق تاریخی را بیان نمی کند همانطور که اذعان داریم نمی شود در فیلم ماتریکس کشفیات علمی سراغ گرفت. نکته گرهی مساله را، همکلاسی هایشان چنین مطرح می کردند؛ این که پارسی ها متمدن بودند حرفی نیست، ولی در این جنگ ترموپیل ایرانی ها متجاوزبودند و اسپارتی ها از میهن خودشان در برابر تجاوزگران دفاع می کردند و شهید شدند. چرا شما علیه میهن پرستی اسپارتی ها در این برهه تاریخ چنین در جهان امروز بسیج شده اید؟

مشکلات توضیحی من وقتی بیشتر شد، که 15 ملوان انگلیسی در اروند رود به جرم تجاوز به سرزمین ایران دستگیر و در دوران زندانی بودنشان مصاحبه تلویزیونی شدند، همه جهان با اضطراب و التهاب به سوی رویدادی خطرناک سوق داده می شد، احتمال برخورد نظامی در پیش بود.گمانهای نشریات اروپایی به تعمیق و گسترش بحران می رفت و دولتمردان و رادیو و تلویزیون ایران هم هرگونه چشم پوشی بر اتهام تجاوز را مردود می شمردند،اما... ناگهان با اولتیماتوم چهل و هشت ساعته نخست وزیر انگلستان، دولت ایران عقب نشینی کرد و 15 ملوان با بدرقه رییس جمهورو با کادو های ایشان، به سلامت به انگلستان بازگشتند

از این که ماجرا به جنگ تبدیل نشد ما مانند همه ایرانیان خوشحالیم. اروپا هم نفس راحتی کشید که مجبور نشود زیر فشار افکارعمومی تحریک شده، جواز ورود ارتش آمریکا به ایران را امضا کند. چرا که چنین خطری در پیش بود. اما پرسش هایی که با آن روبرو هستیم. مفاهیم دقیق میهن دوستی و تجاوز به سرزمین، دفاع از حاکمیت ملی، هوشیاری سیاسی و تدبیرنظامی است که در این رویدادها تا حدودی درک و تفهیم نشد. سیاستمداران و نظامیان با تمام قدرتی که دارند نمی توانند با چنین مفاهیمی ساده برخورد کنند و احتمالا با آن بازی تبلیغاتی انجام دهند . دولتمردان هرکشور باید با احتیاط فراوان با روان جمعی مردم خود و با مفاهیمی که آنان را با هم پیوند می دهد، روبرو شوند و بررسی کنند. آنان که دیروز برخی از جوانان را برای تظاهرات در مقابل یک سفارت خارجی و سنگ پراکنی به آن تشویق می کردند، چگونه می توانند بخشش و بدرقه خندان رییس جمهور کشور یعنی بالاترین مقام اجرایی کشور از همان متهمان تجاوز را توضیح دهند و یا توجیه کنند. نباید معنای چنین حرکاتی و کار برد چنین مفاهیمی در افکار عمومی لوث شود. این ها پرسش های فرزندان من و دوستان همکلاسی آنان بود که نمونه ای از افکار عمومی مردم اروپا در برابر رویداد های مربوط ایران است که شکی نیست به وسیله اطلاع رسانی جهانی ساخته می شود. امیدوارم من تنهاکسی باشم که با شرمندگی تمام نتوانست منطق این رویدادهای ایرانی را به فرزندان خودش چنان توضیح دهد که لبخند رضایت بر لبانشان بنشیند. وآرزو می کنیم، ایران سرانجام، در دنیای به این بزرگی و به هم پیوسته به یک تفاهم جهانی برای حل مسایل و مشکلاتی که با آن روبروست، برسد. دوستی و یافتن زبان مشترک با اروپا،حتما می تواند پلی برای عبور از این معضلات بین المللی ایران باشد، از این پل به نیکی و هشیاری باید بهره برد، والسلام

برچسب‌ها: , , , ,

1 نظر:

در ۲۴ فروردین ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۸, Anonymous ناشناس گفت...

تا اونجایی که من می دونم بعد از اولتیماتوم این سربازها آزاد شدند.

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی