اشتباهات تحلیل گران ایرانی در باره انتخابات فرانسه
مرحله نخست انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه پایان یافت و همانطور که پیش بینی می شد نیکلا سارکوزی و و سگولن رویال به دور دوم رسیدند و ده کاندیدای دیگر نه تنها از مرحله دوم حذف شدند بلکه 8 نفر از آنان که کمتر از 5 در صد رای آوردند، هزینه تبلیغاتی خود را از دولت دریافت نخواهند کرد
مقاله نویسان سیاسی در مطبوعات فرانسه شروع به تجزیه و تحلیل نتایج دوره اول و پیش بینی نتایج دوره دوم کرده اند. آن چه در مطبوعات ایرانی توجه را جلب می کند، فقیر بودن آن در مورد این رویداد مهم اروپاست. گفتم، فقیر، منظورم از لحاظ تعداد و حجم مقالات نبود، بلکه از نظر مضمون و دانش سیاسی نهفته در آن است
مقاله نویسان سیاسی در مطبوعات فرانسه شروع به تجزیه و تحلیل نتایج دوره اول و پیش بینی نتایج دوره دوم کرده اند. آن چه در مطبوعات ایرانی توجه را جلب می کند، فقیر بودن آن در مورد این رویداد مهم اروپاست. گفتم، فقیر، منظورم از لحاظ تعداد و حجم مقالات نبود، بلکه از نظر مضمون و دانش سیاسی نهفته در آن است
اگر یک هم میهن ما، پس ازمدت کوتاهی که برای تفریح، تحصیل و یا کار در فرانسه بوده دست به قلم ببرد و در مورد رویداد های مهم سیاسی فرانسه مقاله بنویسد و اشتباه هم کند اشکالی ندارد. ولی اگر کسانی که خود را تحلیلگر سیاسی و کارشناس مسایل بین المللی می دانند و یا در دانشکاه علوم سیاسی تدریس می کنند و یا سابقه فعالیت دیپلماتیک در اروپا را داشته اند و مطالب نادرستی در مورد نظریات نامزدان بنویسند، باعث تعجب دیگران می شوند و نشانه کهولت و تنبلی آنان در جستجوی اخبار صحیح است. بدون این که قصد مجادله باایشان را داشته باشم، فقط در مورد برخی اشتباه آنان توضیح می دهم

تقریبا اکثریت قریب به اتفاق روزنامه ها و خبرگزایهای ایرانی حتی نام حزب نیکلا سارکوزی را اشتباهی "اتحاد برای دموکراسی" نوشته اند، در صورتی که نام حزبی که ژاک شیراک در سال 2002 پایه گذاری کرده است "یونیون پور لو ماجوریته پرزیدانسیل" که ترجمه آن اتحادیه برای اکثریت(طرفدار) ریاست جمهوری می شد که آن هم به اتحادیه جنبش مردمی تغییر یافت. حزب فرانسوا بایرو" یونیون پور لو دموکراسی فرانسز" است که ترجمه تقریبی آن می شود" اتحاد برای دموکراسی فرانسه". این حزب هم امروز اسم خود را به حزب دموکرات تغییر داد. ولی آن چه در مقالات یکی از سفیران سابق جمهوری اسلامی در فرانسه و یکی از صاحبان کرسی علوم سیاسی دانشگاه تهران نظر مرا جلب کرد نه اشتباه نوشتن اسامی نامزدان ویا حزب آنان که اشتباهی ممکن برای همه است بلکه تحلیل متضاد با واقعیات و اشتباه آنان در باره سیاست های خارجی مورد نظر دو نامزد برنده دور اول و بهای زیادی دادن به فلان دیدار و یا بهمان مصاحبه در گرماگرم مبارزه انتخاباتی است
این که گفته شود سگولن رویال نامزد حزب سوسیالیست طرفدار صهیونیست هاست و نیکلا سارکوزی طرفدار اعراب و یا آمریکاست و بد تر از آن ها کسی انتخاب سگولن رویال به نفع ایران بداند و یا آن دیگری بگوید" پیروزی سارکوزی منجر
به روابط گرمتر فرانسه با ایران می شود" نشان از نا آشنایی با سیاست خارجی فرانسه است و این مواضع مفروض با سیاست های اعلام شده از سوی آنان مطابقت ندارد. در این تحلیل ها به دو واقعیت مهم در سیاست خارجی فرانسه توجه نشده است

تقریبا اکثریت قریب به اتفاق روزنامه ها و خبرگزایهای ایرانی حتی نام حزب نیکلا سارکوزی را اشتباهی "اتحاد برای دموکراسی" نوشته اند، در صورتی که نام حزبی که ژاک شیراک در سال 2002 پایه گذاری کرده است "یونیون پور لو ماجوریته پرزیدانسیل" که ترجمه آن اتحادیه برای اکثریت(طرفدار) ریاست جمهوری می شد که آن هم به اتحادیه جنبش مردمی تغییر یافت. حزب فرانسوا بایرو" یونیون پور لو دموکراسی فرانسز" است که ترجمه تقریبی آن می شود" اتحاد برای دموکراسی فرانسه". این حزب هم امروز اسم خود را به حزب دموکرات تغییر داد. ولی آن چه در مقالات یکی از سفیران سابق جمهوری اسلامی در فرانسه و یکی از صاحبان کرسی علوم سیاسی دانشگاه تهران نظر مرا جلب کرد نه اشتباه نوشتن اسامی نامزدان ویا حزب آنان که اشتباهی ممکن برای همه است بلکه تحلیل متضاد با واقعیات و اشتباه آنان در باره سیاست های خارجی مورد نظر دو نامزد برنده دور اول و بهای زیادی دادن به فلان دیدار و یا بهمان مصاحبه در گرماگرم مبارزه انتخاباتی است
این که گفته شود سگولن رویال نامزد حزب سوسیالیست طرفدار صهیونیست هاست و نیکلا سارکوزی طرفدار اعراب و یا آمریکاست و بد تر از آن ها کسی انتخاب سگولن رویال به نفع ایران بداند و یا آن دیگری بگوید" پیروزی سارکوزی منجر
به روابط گرمتر فرانسه با ایران می شود" نشان از نا آشنایی با سیاست خارجی فرانسه است و این مواضع مفروض با سیاست های اعلام شده از سوی آنان مطابقت ندارد. در این تحلیل ها به دو واقعیت مهم در سیاست خارجی فرانسه توجه نشده استاولین رکنی که از سیاست خارجی فرانسه مورد توجه این تحلیل گران قرار نگرفته است. این است که حتی با در نظر گرفتن قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه که سیاست خارجی را در حوزه اختیارات رییس جمهور گذاشته است. رییس جمهور منتخب فرانسه هر که باشد مانند رهبران برخی کشور های استبدادی که یک تنه کشور را اداره می کنند، نخواهد بود. سیاست های تعیین شده در عرصه بین المللی متکی بر تاریخ روابط آن کشور با دیگران است و سیاست خارجی آن نهادینه شده و بر اساس نظریات گلیسم بعد از جنگ جهانی دوم پایه گذاری و تدوین شده است. انتخاب یک سوسیالیت و یا غیر آن فقط نحوه بیان و چگونگی نرمش و صلبیت اجرای آن را تغییر می دهد و نه اصل و پایه آن همانطور که در دوره فرانسوا میتران و ژاک شیراک تغییری نکرد
دومین نکته، آن است که نه تنها رییس جمهور آینده فرانسه بلکه هیچکدام از روسای جمهور ویا روسای دولت کشور های اروپایی عضو اتحادیه اروپا آزادی عمل پیش از دهه هشتاد میلادی همکاران خود را ندارند. اتحادیه اروپا روز به روز به هماهنگی به سوی یکدستی سیاست های خارجی کشور های عضو خود پیش می رود. دراین مسیر تصمیم گیری های روسای جمهور و یا نخست وزیران اعضای اتحادیه در چارچوب سیاست های مشترک باقی می ماند. آن استقلال رایی که قبلا این کشور ها داشتند دیگر ندارند. ازقضا همین مساله توسط نیروهای راست افراطی و نئوفاشیستی به موتور تحریک و تهییج افکار عمومی در میان افکارعمومی تبدیل شده است که فریاد می زنند: ملیت و استقلال ما در خطر است و همه تصمیم ها در بروکسل گرفته می شود
بالاخره هر چند تجزیه و تحلیل سیاستی که دیگران در باره ایران پیش می گیرند مهم است ولی حکومت ایران سازنده و مبتکر سیاست خارجی خود است این کشور ماست که تصمیم می گیرد با چه کشوری دوست باشد و با کدام خصومت ورزد و در نتیجه پاسخی که از آن کشور ها انتظار دارد را فراهم کند. با سیاست خارجی ایران نباید مانند برخی تحلیل گران بطور منفعل برخورد کرد. کشور ما قادر به ابتکار عمل است و می تواند همین فردا پرونده اتمی ایران را از تمام نهاد های بین المللی بیرون بکشدو خصومت برخی از کشور ها را بی اثر و حتی آن را به دوستی تبدیل نماید. مهم و تعیین کننده همان تصمیم گیری است و بیان صریح آن سیاستی است که در پیش می گیرد
در پایان آن چه می توان به عنوان تفاوت عمده دیدگاههای دو نامزد ریاست جمهوری فرانسه در باره ایران باید اشاره کرد که به قلم هیچیک از مقاله نویسان ایرانی نیامده است نزدیک بودن حزب سوسیالیست به اپوزیسیون ایران است. ولی در عوض طراحان نزدیکی فرانسه به ایران ـ حتی بیشتراز اتحادیه اروپاـ در میان دیپلماتهایی هستند که در وزارت خارجه به کار خود ادامه می دهند و نه کسانی که در اطراف نیکلا سارکوزی لباس سفارت و وزارت خود را سفارش داده اند. آیا خیاط آن لباس ها را آماده خواهد کرد و یا پنج سال مهلت خواهد خواست؛ آن مطلبی است که رای دهندگان فرانسوی یکشنبه 6 ماه می پاسخ آن را خواهند داد
برچسبها: France, France et Iran


2 نظر:
دور اول را ماشاالله خوب دیدید برای دور دور دوم چی میگید؟
عجب مقاله ای خیلی ریز به مسالب پرداختین و موشکافی کردین موفق باشین
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی