۰۳ خرداد ۱۳۸۶

رییس جمهور جدید، فرانسویان، و ما ایرانیان

انتخاباتی که بیشترمضمون و چهره ا قتصادی دارد تا سیاسی

روزنامه لوموند در شماره شنبه خود کاریکاتوری از پلانتو رادر بالای صفحه اول با عرض پنج ستونی چاپ کرده است. با این که نزدیک به سه دهه، لوموند روزنامه عصرم بوده، این اولین بار است که می بینم کاریکاتوری صفحه اول آن را چنین تصرف کرده است، که در آن رییس جمهور جدید در قایقی به نام پالوما با ظاهر اشرافی در حالی که سرنشینان آن مشغول عیش و نوش هستند و پرچم فرانسه برفراز آن در اهتزاز است، ایستاده و دست دکتر کوشنر ـ وزیر جدید امورخارجه ـ را که خندان در قایق فقیرانه و وصله پینه شده ای ایستاده است می فشرد. در داخل این قایق فقیرانه که نام بوات پیپل نام دارد افراد ی با ظاهر آسیایی به شکل آشفته و خسته نشسته اند که همان فراریان کامبوجی دوران پولپوت را تداعی می کنند، که دکتر کوشنر ـ سوسیالیست تا دیروز ـ بخشی از شهرت خود را مدیون فرستادن کمک برای نجات آنهاست. در بالای این فضای این دو قایق هم کبوتر صلح پیکاسو با شاخه زیتونش در حال پرواز است. در سمت راست این دوقایق، خانم رویال، رقیب نیکلا سارکوزی که گل رز ـ نشانه حزب سوسیالیست ـ از دست وی افتاده و همراه شوهر خود ـ دبیر اول حزب سوسیالیست، توی آب افتاده و درحال دست و پا زدن هستند و در سمت راست همه اینها، فرانسوا بایرو قرار دارد که در جزیره کوچکی زیر درختی نشسته و در مقابل این رویداد هاهاج و واج مانده و می گوید: خوب میشه، اگر کسی منو روشن کنه( به من توضیح بدهد)! این کاریکاتور پلانتو تصویری عکس مانند از رویداد های امروز فرانسه است



مشاهده کردید، کاریکاتوری که با یک نگاه برای فرانسوی ها مفهوم است برای این که آن را به خوانندگان ایرانی که با اشکال کاریکاتوری افراد و رویداد ها در فرانسه آشنا نیستند توضیح بدهم، ناچار از پرکردن نیمی از صفحه شدم و هنوز نمی دانم موفق شده باشم یانه؟ متاسفانه در نوشته برخی از هم میهنان خود دقتی در مشاهده جامعه فرانسه دیده نمی شود

یک فعال سیاسی ایرانی مقیم خارج در مقابل رای دادن بخشی از کارگران به رییس جمهور جدید تلاش می کند به پرسش" پديده انتحاروسپردن چاقوی سلاخی بدست جلاد را براستی چگونه بايد توضيح داد؟" پاسخی بیابد و دیگری با تیتر " سارکو نژاد" می خواهد انتخابات اخیر را در تشابه نیکلا سارکوزی و محمود احمدی نژاد توضیح دهد. من تلاش می کنم چند نکته را در مورد بنویسم

نخست این که انتخابات ریاست جمهوری ایران و فرانسه اصلا قابل مقایسه نیستند. فرانسه یک کشور قوام یافته صنعتی، پنجمین قدرت صنعتی جهان و با سابقه بیش از دوقرن برگزاری انتخابات و تحزب است. هر فردی در این جا نمی تواند نامزد ریاست جمهوری شود، ثبت نام وی مشروط به داشتن حداقل پایگاه انتخاباتی قبلی است. نیکلا سارکوزی نماینده و نامزد یکی از دو حزب بزرگ تاریخی است که میراثدار گلیسم است و از جوانی در عرصه سیاسی به عنوان یک چهره فعال حزبی قانونمند شناخته شده است که با پشتیبانی نهاد ها و شخصیت های شناخته شده ای از بزرگترین سرمایه داران فرانسه در این میدان مبارزه کرده و سرانجام پیروز شده است

در کشورما سیاست و حکومت همانطور که قانون اساسی ما صراحت دارد بر پایه باورمندی به صاحب الزمان و نایب آن قراردارد. انتخاب رییس جمهور کشور ما اگر بر گفته های خانم الهام همسر سخنگوی دولت اتکا داشته باشیم نشانه معجزه هزاره سوم است. البته این درست است که قبل از پیروزی ایشان کسی احتمال آن را نمی داد
کاملا روشن است که نیکلا سارکوزی به صاحب الزمان اعتقاد ندارد و کسی هم تاکنون چنین ادعایی نکرده است، حتی طنزنویس
وطنی ما که با شور و شعف از پیروزی نیکلا سارکوزی نوشته است ایشان را هنوزمعجزه دوم هزاره سوم نخوانده است. برای نشان دادن آن که مقایسه دوکشور و حکومت آنان اصلا درست نیست فقط یک مثال می زنم: آقای سارکوزی چه زمانی که وزیر کشور بود و اکنون که رییس جمهور است نمی تواند به سادگی کسانی را که قاچاقی و به شکل غیرقانونی از آفریقا به فرانسه آمده اند اخراج کند اخراج هر فردی باید مراحل پیچیده قانونی خود را طی کند. که هر مرحله آن با واکنش و اعتراضات احزاب و روشنفکران جامعه روبرو می شود و اغلب باعث عقب نشینی می گردد. در صورتی که درجمهوری اسلامی چنان که روزنامه کیهان می نویسد دهها هزار پناهند فارسی زبان و مسلمان افغانی تاکنون اخراج شده اند و آب هم از آب تکان نخورده است، حتی روشنفکران در خارج از کشور هم حساسیتی به آن نشان نداده اند. چنین اتفاقی در فرانسه یک زلزله سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بوجود می آورد. پس اصلا نباید دو کشور و دو شخص و دو موضوع را که قابل مقایسه نیستند با گفتن "سارکونژاد" ـ حتی سهوی ـ چنین یک کاسه کرد، این نشانه نشناختن هردو کشور خواهد بود

مردم فرانسه در این انتخابات خواستار تغییرجدی وطرحی نو بودند. پیروز طبیعی این انتخابات قاعدتا می بایست نامزد حزب سوسیالیست می شد که در چند سال اخیر در قدرت نبود. اما خانم رویال نامزد طبیعی آن تلقی نمی شد. معمولا احزاب در فرانسه دبیر اول و یا برجسته ترین شخصیت سیاسی خود را در انتخابات ریاست جمهوری نامزد می کنند که طی مبارزات انتخاباتی از سیاست حزب خود دفاع کنند. سگولن رویال خود را بیرون از چهارچوب های نضج درونی حزب سوسیالیست با کمک نشریات و رادیو و تلویزیون نزدیک به راست از جمله مجله پاری ماچ به حزب پذیراند ولی چون این پذیرش قوام یافته و به موقع نبود و با تاخیر زیاد انجام شد به نتیجه نرسید، زیراهنوز کسی توانسته است جای خالی مانده لیونل ژوسپن نخست وزیر سابق را در مجموعه چپ پر کند و حزب سوسیالیست هم از بحران شکست در انتحابات بال دو هزار و دوی وی رهایی کامل نیافته است. در چنین شرایطی نیکلا سارکوزی توانست با طرح شعار های جناح افراطی راست پیش از دور اول، فرش پلکان صعود ژان ماری لوپن رهبر حزب نئوفاشیستی را از زیر پای وی بکشد. و با طرح شعار های میانه روانه و تساهل پیش از دور دوم ، آرای طرفداران آقای بایرو رهبر حزب میانه رو را به سوی خود جلب کند. آینده نشان خواهد داد که آیا آقای سارکوزی با این استراتژی، حزب جبهه ملی ژان ماری لوپن را به انفعال کشیده و یا با اجرای سیاست مورد نظر و تبلیغی او دولت فرانسه را به ایده های وی آلوده کرده است

نیکلا سارکوزی پس از پیروزی قاطع در این انتخابات، برای رفع احتمال قدرت دوگانه (کوهبیتسیون) دولتی را سامان داد که هیچکدام از روسای جمهور پس از دوگل انجام نداده بودند. یعنی انتخاب وزرایی از جناح بازنده انتخابات و تشکیل دولتی که ظاهر وحدت ملی دارد. هر چند هیچیک از تحلیل گران سیاسی جدی اعتقاد ندارند که چنین دولتی سیاست اعلام شده مراحل تبلیغاتی را اجرا کند ولی نباید پنهان کرد که تشکیل چنین دولتی که در آن برنارد کوشنر سوسیالیست وزیر امور خارجه آن باشد توانسته است نظر رای دهندگان را به سوی خود جلب کند و بر همین پایه است که حزب حاکم اکثریت قاطعی را در مجلس ملی برای حمایت از سیاست های آقای سارکوزی بوجود خواهد آورد

اما یک نکته را نباید در باره فرانسه فراموش کرد. از جنگ جهانی دوم تاکنون، چه احزاب راست و چه چپ، وقتی به قدرت می رسند، سیاست میانه رویی را در پیش می گیرند. نهاد های مدنی، احزاب و سندیکا ها و انجمن های مختلف چنان قوام یافته اند که یک دولت راست قادر نیست به شکل خود خواسته سیاست های خود را اجرا کند. حزب سوسیالیستی که می خواست جامعه سرمایه داری را تغییردهد اکنون به اداره آن با کمی رنگ و لعاب اجتماعی عادت کرده است
آن چه به ما ایرانی ها به طور عام مربوط می شود، به نظر من سیاست خارجی فرانسه از چارچوب سیاست های اتحادیه اروپا خارج نخواهد شد. من احتمال تغییر رادیکال سیاست خارجی فرانسه برای پیروی از خواسته های آمریکا را نمی دهم. بی شک مواضعی از حکومت ایران که مورد تایید اروپا نباشد از آن تفاهم و درنگ هایی که ژاک شیراک در این موارد داشت بی بهره خواهد ماند ولی از چارچوب سیاست های اعلام شده اتحادیه اروپا و شورای امنبت غلیظ تر نخواهد بود. برای ما ایرانیان مقیم فرانسه اگر مشغول کار و زندگی باشیم شرایط زندگیمان تفاوت زیادی نخواهد کرد مگر در عرصه ویزا و دعوت نامه ها که حتما سخت گیری و کنترل زیادتر خواهد شد اما برای کسانی که فعالیت های سیاسی انجام می دهند، شرایط دشواری پیش خواهد آمد، چه اپوزیسیون برانداز و چه اصلاح طلب و چه طرفدار ذولت با کنترل بیشتری روبرو خواهند شد. و علت آن نه جلب نظر دولت ایران بلکه در چارچوب تقویت امنیت داخلی فرانسه است که قبلا توسط ایشان اعلام شده است



اگر دوباره به کاریکاتور پلانتو بر گردیم. نیکلا سارکوزی نماینده سیاسی راست عریان است که از اعلام وابستگی طبقاتی خود هیچگونه شرم و نگرانی ندارد. رییس جمهور جدید فرانسه از انتقاد هایی که برای گذراندن تعطیلات خود در قایق یک دوست میلیاردربه او شده بود خم به ابرو نیاورد. پرونده دوره راست شرمگین فرانسه که با جمله "ما نه راست هستیم و نه چپ" دوگل آغاز شده بود در تاریخ فرانسه بسته شد. اکنون حکومت بانکداران و بزرگ سرمایه داران انحصاری می توانند در عرصه اقتصادی بی پرده تر برنامه های خود را مطرح کنند و قانون بنویسند، تا از سایر برمایه داران و انحصارات بین المللی عقب نمانند. برخلاف آرزوی نیکلا سارکوزی پرونده ماه می 1968 بسته نشده است، فقط سنگر های خیابانی به تظاهرات و اعتصاب تبدیل شده اند.
خداقوت(بون کوراژ) آقای رییس جمهور
Bon courage, Mr le Président! .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
افراد غیر آبونه هم می توانند با این لینک کمی از دور این کاریکاتور را ببینندhttp://www.lemonde.fr/journalelectronique/donnees/libre/20070519/index.html

برچسب‌ها: ,

2 نظر:

در ۴ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۵:۴۶, Anonymous ناشناس گفت...

khaste nabachi

 
در ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۳:۱۲, Blogger MajiD گفت...

سلام
سایت جالب و خواندنی دارید. با اجازه آن را به لینکهای سایتم اضافه کردم

در ضمن مقایسه جالبی بین اخراج پناهندگان از فرانسه و ایران کرده اید که اگر اجازه دهید با ذکر منبع از آن در مقاله ای که در حال نوشتن آن هستم استفاده کنم

با احترام
http://www.ethnographie.blogspot.com/

 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی