06 April 2007

نقدی بر مقاله محمد قوچانی در شرق


از اشتباهات واژه شناسی تا خطا های سیاسی




دولت چیست و حکومت کدام است؟ به چه اموری می رسند ودر چه چیز هایی متفاوتند و در کدامیک از آن ها به هم شباهت دارند؟ این ها پرسش هایی است که در شروع مقاله «حلقه مفقوده تحزب در ايران»* روز شنبه 9 مهرماه درروزنامه شرق ، توسط قوچانی توضیح داده می شود. مقاله با این جملات شروع می شود؛
ساخت قدرت در ايران در دو نهاد خلاصه شده است: درگاه و ديوان. ساليان دراز شاهان نماد نهاد درگاه بودند و وزيران نماد نهاد ديوان كه به تعبير سياست مدرن نهاد اول، دولت (State) را نمايندگى مى كرد و نهاد دوم، حكومت (Government).دولت همان بخشى از ساخت قدرت است كه اكنون گاه آن را نظام مى خوانيم: «ساخت قدرتى كه در سرزمين معين بر مردمانى معين تسلط پايدار دارد و از نظر داخلى نگهبان نظم به شمار مى آيد و از نظر خارجى پاسدار تماميت سرزمين و منافع ملت و يكايك شهروندان خويش.» (دانشنامه سياسى، داريوش آشورى، ۱۶۲) اما حكومت «مجموع دستگاه ادارى، سياسى، انتظامى و نظامى كشور است كه در راس آن هياتى به نام كابينه يا هيات وزيران قرار دارد.» (همان،ص۱۴۱
آقای قوچانی به درستی می نویسد: «در زبان فارسى اما هنوز اين دو واژه آنگونه كه در سياست مدرن مرسوم است
فهميده نمى شود...همين فقر مفهومى و زبانى سبب شده ادبيات كهن ايران باردار مفاهيمى شود كه هنوز در سياست سنتى ايران هضم و جذب نشده است؛

اما متاسفانه این تلاش برای واژه نگاری بهتر و یا لغت ورزی ایشان، نه تنها آن میوه ای را که در انتظارش هستیم به بار نمی آورد، بلکه به اغتشاش در نتیجه گیریهای سیاسی هم کشیده می شود. چون سایه این اشتباه مرزبندی در مقاله "فره ایزدی و مشروطه طلبی" وی هم مشاهده می شود، فقط برای رفع سوء تفاهم این بخش از لغت سازی سیاسی، بنده چند نکته را عرض می کنم؛
نخست آن که این اشتباه در معنی کردن، ومعادل یابی در فرهنگ سیاسی بطور عام و واژگان سیاسی ما بطور خاص برای درک ـ سیاست مدرن ـ قدرت ، حکومت و دولت تقریبا همه گیرشده است. یکی از علت های اساسی این اشتباه شاید این باشد که در کشور ما برخلاف آن که نویسنده مقاله یادشده تلاش می کند نشان بدهد تفاوت زیادی بین سیاست دیوان و درگاه مشاهده نشده است. ضمانت اجرایی سیاست های پیشنهادی دیوان همواره پذیرش درگاه پادشاهان بوده است. اگر هم تفاوتی در سیاست هایی که دیوان پیش می برده است با منویات درگاه مشاهده شده است با حذف خشن پیشنهاد دهنده ویا مجری نافرمان دوباره اجرای سیاست درگاه ادامه پیدا می کرد. سرنوشت امیر کبیر، قائم مقام ، مصدق و.. گفته های مرا شهادت می دهند. در نتیجه آن تفاوت خواست دیوان و درگاه یا در چاچوب دیوار های سرد درگاه محفوظ مانده است و انتشار بیرونی نداشته است و یا در یاد حاشیه نشینان حکومت برهه ای ازتاریخ می ماند تا کنجکاوان نسل بعدی از آن آگاه شوند، در نتیجه زمینه عملی و عینی دقیق سیاست و مباحثه بر سر درستی اجزای آن بوجود نیامده است که برای آن واژه یابی شود؛

دوم این که، تدقیق چنین واژه هایی حتی در اروپا چندان سالمند نیست و سه قرن بیشتر عمرندارد. تازه علاوه بر آن، مترجمان ایرانی علوم سیاسی هم نتوانسته اند لغات دقیق فارسی معادل آنها را پیدا کنند و یا بسازند. به همین جهت کلمات "استیت" و "گاورنمنت" را در اکثرفرهنگ لغات انگلیسی به فارسی، تقریبا به یک معنا آورده اند. در صورتی که دو لغت درست برعکس آنچه در این مقاله محمد قوچانی آمده است معنی می دهند. حکومت را می توان در مقابل " استیت" انگلیسی و"اتا" ی فرانسه قرار داد. این دو لغت در فرانسه و انگلیسی دقیقا به یک معنی می آیند و ریشه واحد لاتینی دارند. حتی معنی های دوم و سوم آنها در فرهنگ ها و افواه عمومی یکی است کلمه «کو د تا» از همین کلمه فرانسوی ساخته شده است که در زبان فارسی رایج است و ملموس! این واژه ها از زمانهای دور برای
بیان مجموعه ارکان فرمانروایی و حاکمیت بر یک کشور فهمیده شده اند
.
دولت که جزیی از حکومت است؛ را می توان به جای وا ژه "گاورنمانت" انگلیسی و "گورنمان" فرانسه به کار برد. که در این دو زبان عمر کوتاه تری دارند و از آغاز قرن هفدهم از محاورات عرصه کشتیرانی به عرصه سیاست سفر کرده اند! حتی معنی های دوم و سوم آنها در فرهنگ ها و افواه عمومی یکی است. و از قرن هیجدهم از زمانی است که گفتگو از تفکیک قوای مجریه و قانونگذاری پیش آمد و برای نامگذاری بخشی از حکومت که قوه مجریه را در دست دارد انتخاب شد. در نتیجه در حکومت های قبل از دوره قانونگذاری مشروطیت گفتگو از دیوان به جای قوه مجریه یعنی دولت موردی پیدا نمی کند، زیرا بخشی از ساختار جدایی ناپذیرحکومت در ایران بوده و هیچگونه استقلال و مرزبندی حقوقی هر چند ضعیف با درگاه نداشته است

در میان فرهنگ لغات نویسان ایرانی، دکترعمید شاید تنها کسی باشد که تلاش کرده است این دو واژه را ـ نه دریک واژه نامه سیاسی ـ بلکه آن هم در یک فرهنگ لغات عمومی درست معنی کند. بی شک نشانه ای از تسلط آن مرحوم برزبانهای انگلیسی ، فرانسه و فارسی است. ایشان در فرهنگ دو جلدی ، حکومت را«... فرمانروایی بر یک شهر و یا یک کشور و اداره کردن شئون اجتماعی و سیاسی مردم.» تعریف کرده است و برای دولت نقش زمان قایل شده و با آوردن«هیئت وزیران، نخست وزیر و وزیران» به معنای رایج در علوم سیاسی نزدیک می شود. در اکثر فرهنگ ها موفق به تمیز دادن دو کلمه نمی شوند و حتی فرهنگ نویس دانشمندی چون سعید نفیسی دولت، ملت، و حکومت را یک کاسه در مقابل کلمه فرانسوی"اتا" قرار می دهد

همانطور که گفته شد در حکومت هایی که اغلب یک تنه عمل می کنند و مرزبندی حقوقی و قانونی مشخصی بین نهاد های مختلف حکومتی و اجزای متفاوت ارکان قدرت ندارند، تمیز دادن مفاهیم این کلمات دشوار می شود اگر نگوییم غیر ممکن است. اما در کشور هایی که رژیم پارلمانتاریستی دارند، این تفاوتها در اخبار روزمره قابل مشاهده است. مثلا در فرانسه ژاک شیراک رییس جمهور، رییس حکومت است و دومینیک دو ویلپن رییس دولت(قوه مجریه)، نخست وزیر است. این اشاره و مثال زدن از فرانسه برای ما ایرانی ها مفید به نظر می رسد. زیرا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (سال58) از لحاظ تنظیم روابط نهاد ها و ارکان حکومت از قانون اساسی جمهوری پنجم اقتباس شده است. هر چند مضمون ولایت فقیه آن استخوابندی موجود در پیش نویس را هم تغییر شکل داده است.

اگر بر اساس همان روح اصلی قانون اساسی صحبت کنیم؛ رییس، صدر حکومت یا رهبر جمهور ایران؛ آیت الله خامنه ای است و رییس دولت، نخست وزیر ایشان؛ آقای محمود احمدی نژاد است. هر چند عناوین رسمی آنان با این نامگذاریهای حقوق سیاسی سازگاری نداشته باشد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حلقه مفقوده تحزب در ایران؛ محمد قوچانی*
GOVERNMENT ; STATE **
GOUVERNEMENT ; ETAT ***

برچسبها: , , ,

1 نظر:

در ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷، ساعت ۱۶:۵۱, Anonymous ناشناس گفت...

فرمایش شما در مورد فرهنگ های فارسی صحیح نیست. فرهنگ سخن در صفحه 2569 معنای اسمی حکومت را چنین می آورد" مجموعه ای از افراد که گردانندگان اصلی امور یک کشور و سیاستگزاران آن هستند."همنین فرهنگ در صفحه 3422 دولت را چنین تعریف می کند " مجموعه وزارت خانه ها و سازمان های اداره کننده یک کشور که برنامه ریزی و سیاست گزاری را بر عهده دارند." می بینیند که سیاست گزاری در هردو وجود دارد. درنتیجه رابطه بین این دو را عموم و خصوص من وجه می دانند.

 

ارسال يک نظر

اشتراک در نظرات پيام [Atom]

<< صفحه اصلی