۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۶

اشتباهات تحلیل گران ایرانی در باره انتخابات فرانسه

مرحله نخست انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه پایان یافت و همانطور که پیش بینی می شد نیکلا سارکوزی و و سگولن رویال به دور دوم رسیدند و ده کاندیدای دیگر نه تنها از مرحله دوم حذف شدند بلکه 8 نفر از آنان که کمتر از 5 در صد رای آوردند، هزینه تبلیغاتی خود را از دولت دریافت نخواهند کرد

مقاله نویسان سیاسی در مطبوعات فرانسه شروع به تجزیه و تحلیل نتایج دوره اول و پیش بینی نتایج دوره دوم کرده اند. آن چه در مطبوعات ایرانی توجه را جلب می کند، فقیر بودن آن در مورد این رویداد مهم اروپاست. گفتم، فقیر، منظورم از لحاظ تعداد و حجم مقالات نبود، بلکه از نظر مضمون و دانش سیاسی نهفته در آن است

اگر یک هم میهن ما، پس ازمدت کوتاهی که برای تفریح، تحصیل و یا کار در فرانسه بوده دست به قلم ببرد و در مورد رویداد های مهم سیاسی فرانسه مقاله بنویسد و اشتباه هم کند اشکالی ندارد. ولی اگر کسانی که خود را تحلیلگر سیاسی و کارشناس مسایل بین المللی می دانند و یا در دانشکاه علوم سیاسی تدریس می کنند و یا سابقه فعالیت دیپلماتیک در اروپا را داشته اند و مطالب نادرستی در مورد نظریات نامزدان بنویسند، باعث تعجب دیگران می شوند و نشانه کهولت و تنبلی آنان در جستجوی اخبار صحیح است. بدون این که قصد مجادله باایشان را داشته باشم، فقط در مورد برخی اشتباه آنان توضیح می دهم

تقریبا اکثریت قریب به اتفاق روزنامه ها و خبرگزایهای ایرانی حتی نام حزب نیکلا سارکوزی را اشتباهی "اتحاد برای دموکراسی" نوشته اند، در صورتی که نام حزبی که ژاک شیراک در سال 2002 پایه گذاری کرده است "یونیون پور لو ماجوریته پرزیدانسیل" که ترجمه آن اتحادیه برای اکثریت(طرفدار) ریاست جمهوری می شد که آن هم به اتحادیه جنبش مردمی تغییر یافت. حزب فرانسوا بایرو" یونیون پور لو دموکراسی فرانسز" است که ترجمه تقریبی آن می شود" اتحاد برای دموکراسی فرانسه". این حزب هم امروز اسم خود را به حزب دموکرات تغییر داد. ولی آن چه در مقالات یکی از سفیران سابق جمهوری اسلامی در فرانسه و یکی از صاحبان کرسی علوم سیاسی دانشگاه تهران نظر مرا جلب کرد نه اشتباه نوشتن اسامی نامزدان ویا حزب آنان که اشتباهی ممکن برای همه است بلکه تحلیل متضاد با واقعیات و اشتباه آنان در باره سیاست های خارجی مورد نظر دو نامزد برنده دور اول و بهای زیادی دادن به فلان دیدار و یا بهمان مصاحبه در گرماگرم مبارزه انتخاباتی است

این که گفته شود سگولن رویال نامزد حزب سوسیالیست طرفدار صهیونیست هاست و نیکلا سارکوزی طرفدار اعراب و یا آمریکاست و بد تر از آن ها کسی انتخاب سگولن رویال به نفع ایران بداند و یا آن دیگری بگوید" پیروزی سارکوزی منجر به روابط گرمتر فرانسه با ایران می شود" نشان از نا آشنایی با سیاست خارجی فرانسه است و این مواضع مفروض با سیاست های اعلام شده از سوی آنان مطابقت ندارد. در این تحلیل ها به دو واقعیت مهم در سیاست خارجی فرانسه توجه نشده است





اولین رکنی که از سیاست خارجی فرانسه مورد توجه این تحلیل گران قرار نگرفته است. این است که حتی با در نظر گرفتن قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه که سیاست خارجی را در حوزه اختیارات رییس جمهور گذاشته است. رییس جمهور منتخب فرانسه هر که باشد مانند رهبران برخی کشور های استبدادی که یک تنه کشور را اداره می کنند، نخواهد بود. سیاست های تعیین شده در عرصه بین المللی متکی بر تاریخ روابط آن کشور با دیگران است و سیاست خارجی آن نهادینه شده و بر اساس نظریات گلیسم بعد از جنگ جهانی دوم پایه گذاری و تدوین شده است. انتخاب یک سوسیالیت و یا غیر آن فقط نحوه بیان و چگونگی نرمش و صلبیت اجرای آن را تغییر می دهد و نه اصل و پایه آن همانطور که در دوره فرانسوا میتران و ژاک شیراک تغییری نکرد

دومین نکته، آن است که نه تنها رییس جمهور آینده فرانسه بلکه هیچکدام از روسای جمهور ویا روسای دولت کشور های اروپایی عضو اتحادیه اروپا آزادی عمل پیش از دهه هشتاد میلادی همکاران خود را ندارند. اتحادیه اروپا روز به روز به هماهنگی به سوی یکدستی سیاست های خارجی کشور های عضو خود پیش می رود. دراین مسیر تصمیم گیری های روسای جمهور و یا نخست وزیران اعضای اتحادیه در چارچوب سیاست های مشترک باقی می ماند. آن استقلال رایی که قبلا این کشور ها داشتند دیگر ندارند. ازقضا همین مساله توسط نیروهای راست افراطی و نئوفاشیستی به موتور تحریک و تهییج افکار عمومی در میان افکارعمومی تبدیل شده است که فریاد می زنند: ملیت و استقلال ما در خطر است و همه تصمیم ها در بروکسل گرفته می شود

بالاخره هر چند تجزیه و تحلیل سیاستی که دیگران در باره ایران پیش می گیرند مهم است ولی حکومت ایران سازنده و مبتکر سیاست خارجی خود است این کشور ماست که تصمیم می گیرد با چه کشوری دوست باشد و با کدام خصومت ورزد و در نتیجه پاسخی که از آن کشور ها انتظار دارد را فراهم کند. با سیاست خارجی ایران نباید مانند برخی تحلیل گران بطور منفعل برخورد کرد. کشور ما قادر به ابتکار عمل است و می تواند همین فردا پرونده اتمی ایران را از تمام نهاد های بین المللی بیرون بکشدو خصومت برخی از کشور ها را بی اثر و حتی آن را به دوستی تبدیل نماید. مهم و تعیین کننده همان تصمیم گیری است و بیان صریح آن سیاستی است که در پیش می گیرد

در پایان آن چه می توان به عنوان تفاوت عمده دیدگاههای دو نامزد ریاست جمهوری فرانسه در باره ایران باید اشاره کرد که به قلم هیچیک از مقاله نویسان ایرانی نیامده است نزدیک بودن حزب سوسیالیست به اپوزیسیون ایران است. ولی در عوض طراحان نزدیکی فرانسه به ایران ـ حتی بیشتراز اتحادیه اروپاـ در میان دیپلماتهایی هستند که در وزارت خارجه به کار خود ادامه می دهند و نه کسانی که در اطراف نیکلا سارکوزی لباس سفارت و وزارت خود را سفارش داده اند. آیا خیاط آن لباس ها را آماده خواهد کرد و یا پنج سال مهلت خواهد خواست؛ آن مطلبی است که رای دهندگان فرانسوی یکشنبه 6 ماه می پاسخ آن را خواهند داد

برچسب‌ها: ,

۳۰ فروردین ۱۳۸۶

چه کسی رییس جمهور آینده فرانسه خواهد شد؟



این سئوالی است که مردم فرانسه از همدیگر می کنند. من که شاهد انتخاب شدن فرانسوا میتران در سال 81 میلادی، جشن بزرگ مردمی در شب پیروزی وی و تشکیل دولت اتحاد چپ یا حضور چهار وزیر کمونیست در آن بوده ام، تغییر شرایط اجتماعی، اقتصادی و به ویژه سیاسی و فرهنگی شگرفی در 27 سال گذشته فرانسه را به چشم دیده ام، که امیدوارم فرصت نوشتن برای من و تحمل خواندن برای شما فراهم شود تا به مرور در این جا گذری در این برهه های تاریخ فرانسه داشته باشیم. امروز آن چه به نظرم برای فهمیدن این انتخابات مفید است به زبان ساده و خیلی کوتاه می نویسم.و از تحلیل های جامعه شناسی و تکرار مطالبی که درنشریات فرنگی یا ایرانی تاکنون چاپ شده است دوری می گزینم

مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری در فرانسه از دو ماه پیش وارد مرحله حساسی شد. برای این می گویم مرحله حساس، زیرا در درون احزاب مختلف در مورد نامزدان هریک تعیین تکلیف شد. در حزب سوسیالیست، سگولن رویال که بدون توافق قبلی حزب سوسیالیست خود را نامزد کرده بود سرانجام در مبارزات داخل حزبی پیروزشد و نامزد رسمی حزبی شد که همسرش دبیر اول آن بود. نیکولا سارکوزی وزیر داخله نیز توانست رقبای داخل حزب حاکم ( یو ام پی) از جمله وزیر دفاع و نخست وزیر را به حاشیه بکشاند و با اکثریت آرا نامزد رسمی حزب خود شود. بخش عمده ای از نیرو های چپ که توانسته بودند در رفراندوم قانون اساسی اروپا بر محور رای " نه" متحد شوند، و امید وار بودند با تعیین نامزد مشترک، در کنار نامزد حزب سوسالیست که برنامه های معتدل و میانه روی دارد به یک نیروی جایگزین، "آلترناتیو"ی تبدیل شوند. پس از برگزاری جلسات متعددی موفق نشدند به هدف مشترک و شخص واحدی برسند و با انتخاب سه نامزد از طریق احزاب مختلف مجموعه گردهم آمده خود را پراکنده کردند



اکثر ناظران سیاسی، دوماه پیش لباس اولین رییس جمهورزن فرانسه را بر تن سگولن رویال که مورد تایید همه سوسیالیست ها نبود، آزمایش "پرو" می کردند. ولی بلافاصله با منحصر به فرد شدن نامزد حزب حاکم، لباس ریاست جمهوری را مردانه کرده و بر تن نیکولا سارکوزی دوختند. با توجه به این که در نظر سنجی ها مجموعه آرای احزاب چپ از حزب سوسیالیست گرفته تا حزب کمونیست و احزاب تروتسکیستی به 40 درصد نمی رسد، نامزد حزب دست راستی، یعنی

نیکلا سارکوزی از شانس بیشتری در این انتخابات برخوردار است. اما به نظر من در اولین مرحله انتخابات که روز یکشنبه برگزار می شود، دو سورپریزی که برخی انتظار آن را دارند نخواهیم دید؛ نخست این که حتما انتخابات به دور دوم خواهدکشید. هیچیک از نامزدان قادر نخواهد بود به پنجاه درصد آرای داده شد نزدیک شود. دوم آن که جان ماری لوپن رهبر جبهه ملی (حزب راست افراطی نئوفاشیستی) فرانسه در دور اول حذف خواهد شد وبرعکس رویداد پنج سال پیش به مرحله دوم نخواهد رسید. و یک سورپریز خواهیم داشت که قبلا نبود. و آن هم فرانسوا بایرو نامزد حزب یو دی اف در این انتخابات با آوردن نزدیک به بیست درصد آرا نشان خواهد که نه تنها در برابر بلدوزرانتخاباتی

حزب ژاک شیراک پس از انتخاب وی به ریاست جمهوری پنج سال پیش به خوبی توانسته است مقاومت کند بلکه قادر بوده حزبی را که پس از شکست خوردن والری ژیسکاردنتن از فرانسوا میتران به انزوا کشیده شده بود، سر انجام باز سازی کند. در صورتی که فرانسوا بایرو به دور دوم انتخابات برسد به نظر من احتمال انتخاب شدنش بسیار زیاد است. سورپریز دیگری هم ممکن است از اظهار روان جمعی زنان فرانسه، کشور مادر حقوق بشر و نویسنده جنس دوم، با دادن رای بسیار بالا به سگولن رویال از صندوق آرای مرحله اول بیرون بیاید و اورا در صدر دور اول قرار دهد. هریک از این سورپریز ها نشانه تحول جمعی فرانسوی خواهد بود نخستین سورپریز نشانه تداوم محافظه کاری در فرانسه با گرایش به میانه روی می باشد و دومین، نشانه خواستار تحول و نوگرایی بودن است هرچند محافظه کارانه! به هر حال در صورت پیروزی هر یک، از سه نفری که گفتم شانس پیروزی دارند، برنامه های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی تفاوت شگرفی از آن چه دولت کنونی پیش می برد نخواهند داشت. بی شک مردم جهان کار فرانسه ترجیح می دهند دولتی از مجموعه احزاب چپ تشکیل شود، ولی به نظر من چنین دورنمایی با تسلط کنونی جناح راست حزب سوسیالیست وجود ندارد، هرچند فعالان نهاد های مدنی و شمار زیادی از طرفداران احزاب چپ از جمله سوسیالیست خواستار جدی آن هستند. و سندیکای کارفرمایان هم آشکار و نیمه پنهان از نیکلا سارکوزی حمایت می کند. نباید فراموش کرد که نهادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی و تشکل هایی که آنان را نمایندگی می کنند، در فرانسه چنان جا افتاده و تثبیت شده اند که هیچیک از نامزدان در صورت پیروزی بدون هماهنگی، همراهی یا حداقل مشورت و تفاهم با آن ها قادر به پیشبرد برنامه های خود نخواهد بود. این همان چیزی است که در کشور های در حال رشد یا اصلا وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است. من هفته آینده دوباره در باره این انتخابات خواهم نوشت

برچسب‌ها: ,

۲۴ فروردین ۱۳۸۶

حکایت۳۰۰ سرباز اسپارتی، ۱۵ملوان انگلیسی
و۲پسر من


از شما چه پنهان من مدتی است با مشکل پرسش های بی پایان فرزندانم و دوستانشان در باره ایران روبرو هستم. تا چند روز پیش ماجرا تقریبا جالب بود، اما از وقتی که... بگذارید از اول شروع کنم:

پسرانم که در مجموع یک ماه بیشتر از زندگیشان در ایران نبوده اند.که آن هم یک بار همگی برای دیدار خانواده بزرگ ایرانی خودمان رفته بودیم، مانند همه نسل دوم ایرانی های خارج از کشور، خیلی به ایران علاقه دارند، با این که مسافرت های زیادی داشته اند ولی بهترین سفرشان را سفر به ایران می دانند. کباب و خورشت هایی که درست می کنیم یا رنگ غذاهای سفره مان نشانه ای است که از لحاظ فرهنگی همانقدر که به مادرشان کشیده اند از فرهنگ پدرهم عقب نمانده اند.

ماجرا از تماشای تبلیغ فیلم 300 شروع شد. وقتی فیلم به اکران های فرانسه رسید با شور و شوق زیاد همراه دوستانشان به سینمایی درپاریس رفتند که فیلم را به زبان اصلی تماشا کنند. در این که امپراتوری پارس آن زمان نیروی برتر یا به قولی ابرقدرت شرق بود احساسات میهن دوستانه شان را ارضا کرده بود، ولی از این که فیلم پارسی ها را بربر نشان داده بود خشمگین بودند. من متاسفانه وقت نکرده ام این فیلم را ببینم و منتظر دی وی دی آن هستم . فرزندانم با نگاهی به کتابهای تاریخ و جستجو در گوگل به سه زبان در مورد این برهه تاریخ امپراتوری پارس متوجه شدند که این فیلم حقایق تاریخی را بیان نمی کند همانطور که اذعان داریم نمی شود در فیلم ماتریکس کشفیات علمی سراغ گرفت. نکته گرهی مساله را، همکلاسی هایشان چنین مطرح می کردند؛ این که پارسی ها متمدن بودند حرفی نیست، ولی در این جنگ ترموپیل ایرانی ها متجاوزبودند و اسپارتی ها از میهن خودشان در برابر تجاوزگران دفاع می کردند و شهید شدند. چرا شما علیه میهن پرستی اسپارتی ها در این برهه تاریخ چنین در جهان امروز بسیج شده اید؟

مشکلات توضیحی من وقتی بیشتر شد، که 15 ملوان انگلیسی در اروند رود به جرم تجاوز به سرزمین ایران دستگیر و در دوران زندانی بودنشان مصاحبه تلویزیونی شدند، همه جهان با اضطراب و التهاب به سوی رویدادی خطرناک سوق داده می شد، احتمال برخورد نظامی در پیش بود.گمانهای نشریات اروپایی به تعمیق و گسترش بحران می رفت و دولتمردان و رادیو و تلویزیون ایران هم هرگونه چشم پوشی بر اتهام تجاوز را مردود می شمردند،اما... ناگهان با اولتیماتوم چهل و هشت ساعته نخست وزیر انگلستان، دولت ایران عقب نشینی کرد و 15 ملوان با بدرقه رییس جمهورو با کادو های ایشان، به سلامت به انگلستان بازگشتند

از این که ماجرا به جنگ تبدیل نشد ما مانند همه ایرانیان خوشحالیم. اروپا هم نفس راحتی کشید که مجبور نشود زیر فشار افکارعمومی تحریک شده، جواز ورود ارتش آمریکا به ایران را امضا کند. چرا که چنین خطری در پیش بود. اما پرسش هایی که با آن روبرو هستیم. مفاهیم دقیق میهن دوستی و تجاوز به سرزمین، دفاع از حاکمیت ملی، هوشیاری سیاسی و تدبیرنظامی است که در این رویدادها تا حدودی درک و تفهیم نشد. سیاستمداران و نظامیان با تمام قدرتی که دارند نمی توانند با چنین مفاهیمی ساده برخورد کنند و احتمالا با آن بازی تبلیغاتی انجام دهند . دولتمردان هرکشور باید با احتیاط فراوان با روان جمعی مردم خود و با مفاهیمی که آنان را با هم پیوند می دهد، روبرو شوند و بررسی کنند. آنان که دیروز برخی از جوانان را برای تظاهرات در مقابل یک سفارت خارجی و سنگ پراکنی به آن تشویق می کردند، چگونه می توانند بخشش و بدرقه خندان رییس جمهور کشور یعنی بالاترین مقام اجرایی کشور از همان متهمان تجاوز را توضیح دهند و یا توجیه کنند. نباید معنای چنین حرکاتی و کار برد چنین مفاهیمی در افکار عمومی لوث شود. این ها پرسش های فرزندان من و دوستان همکلاسی آنان بود که نمونه ای از افکار عمومی مردم اروپا در برابر رویداد های مربوط ایران است که شکی نیست به وسیله اطلاع رسانی جهانی ساخته می شود. امیدوارم من تنهاکسی باشم که با شرمندگی تمام نتوانست منطق این رویدادهای ایرانی را به فرزندان خودش چنان توضیح دهد که لبخند رضایت بر لبانشان بنشیند. وآرزو می کنیم، ایران سرانجام، در دنیای به این بزرگی و به هم پیوسته به یک تفاهم جهانی برای حل مسایل و مشکلاتی که با آن روبروست، برسد. دوستی و یافتن زبان مشترک با اروپا،حتما می تواند پلی برای عبور از این معضلات بین المللی ایران باشد، از این پل به نیکی و هشیاری باید بهره برد، والسلام

برچسب‌ها: , , , ,

۱۷ فروردین ۱۳۸۶

نقدی بر مقاله محمد قوچانی در شرق


از اشتباهات واژه شناسی تا خطا های سیاسی




دولت چیست و حکومت کدام است؟ به چه اموری می رسند ودر چه چیز هایی متفاوتند و در کدامیک از آن ها به هم شباهت دارند؟ این ها پرسش هایی است که در شروع مقاله «حلقه مفقوده تحزب در ايران»* روز شنبه 9 مهرماه درروزنامه شرق ، توسط قوچانی توضیح داده می شود. مقاله با این جملات شروع می شود؛
ساخت قدرت در ايران در دو نهاد خلاصه شده است: درگاه و ديوان. ساليان دراز شاهان نماد نهاد درگاه بودند و وزيران نماد نهاد ديوان كه به تعبير سياست مدرن نهاد اول، دولت (State) را نمايندگى مى كرد و نهاد دوم، حكومت (Government).دولت همان بخشى از ساخت قدرت است كه اكنون گاه آن را نظام مى خوانيم: «ساخت قدرتى كه در سرزمين معين بر مردمانى معين تسلط پايدار دارد و از نظر داخلى نگهبان نظم به شمار مى آيد و از نظر خارجى پاسدار تماميت سرزمين و منافع ملت و يكايك شهروندان خويش.» (دانشنامه سياسى، داريوش آشورى، ۱۶۲) اما حكومت «مجموع دستگاه ادارى، سياسى، انتظامى و نظامى كشور است كه در راس آن هياتى به نام كابينه يا هيات وزيران قرار دارد.» (همان،ص۱۴۱
آقای قوچانی به درستی می نویسد: «در زبان فارسى اما هنوز اين دو واژه آنگونه كه در سياست مدرن مرسوم است
فهميده نمى شود...همين فقر مفهومى و زبانى سبب شده ادبيات كهن ايران باردار مفاهيمى شود كه هنوز در سياست سنتى ايران هضم و جذب نشده است؛

اما متاسفانه این تلاش برای واژه نگاری بهتر و یا لغت ورزی ایشان، نه تنها آن میوه ای را که در انتظارش هستیم به بار نمی آورد، بلکه به اغتشاش در نتیجه گیریهای سیاسی هم کشیده می شود. چون سایه این اشتباه مرزبندی در مقاله "فره ایزدی و مشروطه طلبی" وی هم مشاهده می شود، فقط برای رفع سوء تفاهم این بخش از لغت سازی سیاسی، بنده چند نکته را عرض می کنم؛
نخست آن که این اشتباه در معنی کردن، ومعادل یابی در فرهنگ سیاسی بطور عام و واژگان سیاسی ما بطور خاص برای درک ـ سیاست مدرن ـ قدرت ، حکومت و دولت تقریبا همه گیرشده است. یکی از علت های اساسی این اشتباه شاید این باشد که در کشور ما برخلاف آن که نویسنده مقاله یادشده تلاش می کند نشان بدهد تفاوت زیادی بین سیاست دیوان و درگاه مشاهده نشده است. ضمانت اجرایی سیاست های پیشنهادی دیوان همواره پذیرش درگاه پادشاهان بوده است. اگر هم تفاوتی در سیاست هایی که دیوان پیش می برده است با منویات درگاه مشاهده شده است با حذف خشن پیشنهاد دهنده ویا مجری نافرمان دوباره اجرای سیاست درگاه ادامه پیدا می کرد. سرنوشت امیر کبیر، قائم مقام ، مصدق و.. گفته های مرا شهادت می دهند. در نتیجه آن تفاوت خواست دیوان و درگاه یا در چاچوب دیوار های سرد درگاه محفوظ مانده است و انتشار بیرونی نداشته است و یا در یاد حاشیه نشینان حکومت برهه ای ازتاریخ می ماند تا کنجکاوان نسل بعدی از آن آگاه شوند، در نتیجه زمینه عملی و عینی دقیق سیاست و مباحثه بر سر درستی اجزای آن بوجود نیامده است که برای آن واژه یابی شود؛

دوم این که، تدقیق چنین واژه هایی حتی در اروپا چندان سالمند نیست و سه قرن بیشتر عمرندارد. تازه علاوه بر آن، مترجمان ایرانی علوم سیاسی هم نتوانسته اند لغات دقیق فارسی معادل آنها را پیدا کنند و یا بسازند. به همین جهت کلمات "استیت" و "گاورنمنت" را در اکثرفرهنگ لغات انگلیسی به فارسی، تقریبا به یک معنا آورده اند. در صورتی که دو لغت درست برعکس آنچه در این مقاله محمد قوچانی آمده است معنی می دهند. حکومت را می توان در مقابل " استیت" انگلیسی و"اتا" ی فرانسه قرار داد. این دو لغت در فرانسه و انگلیسی دقیقا به یک معنی می آیند و ریشه واحد لاتینی دارند. حتی معنی های دوم و سوم آنها در فرهنگ ها و افواه عمومی یکی است کلمه «کو د تا» از همین کلمه فرانسوی ساخته شده است که در زبان فارسی رایج است و ملموس! این واژه ها از زمانهای دور برای
بیان مجموعه ارکان فرمانروایی و حاکمیت بر یک کشور فهمیده شده اند
.
دولت که جزیی از حکومت است؛ را می توان به جای وا ژه "گاورنمانت" انگلیسی و "گورنمان" فرانسه به کار برد. که در این دو زبان عمر کوتاه تری دارند و از آغاز قرن هفدهم از محاورات عرصه کشتیرانی به عرصه سیاست سفر کرده اند! حتی معنی های دوم و سوم آنها در فرهنگ ها و افواه عمومی یکی است. و از قرن هیجدهم از زمانی است که گفتگو از تفکیک قوای مجریه و قانونگذاری پیش آمد و برای نامگذاری بخشی از حکومت که قوه مجریه را در دست دارد انتخاب شد. در نتیجه در حکومت های قبل از دوره قانونگذاری مشروطیت گفتگو از دیوان به جای قوه مجریه یعنی دولت موردی پیدا نمی کند، زیرا بخشی از ساختار جدایی ناپذیرحکومت در ایران بوده و هیچگونه استقلال و مرزبندی حقوقی هر چند ضعیف با درگاه نداشته است

در میان فرهنگ لغات نویسان ایرانی، دکترعمید شاید تنها کسی باشد که تلاش کرده است این دو واژه را ـ نه دریک واژه نامه سیاسی ـ بلکه آن هم در یک فرهنگ لغات عمومی درست معنی کند. بی شک نشانه ای از تسلط آن مرحوم برزبانهای انگلیسی ، فرانسه و فارسی است. ایشان در فرهنگ دو جلدی ، حکومت را«... فرمانروایی بر یک شهر و یا یک کشور و اداره کردن شئون اجتماعی و سیاسی مردم.» تعریف کرده است و برای دولت نقش زمان قایل شده و با آوردن«هیئت وزیران، نخست وزیر و وزیران» به معنای رایج در علوم سیاسی نزدیک می شود. در اکثر فرهنگ ها موفق به تمیز دادن دو کلمه نمی شوند و حتی فرهنگ نویس دانشمندی چون سعید نفیسی دولت، ملت، و حکومت را یک کاسه در مقابل کلمه فرانسوی"اتا" قرار می دهد

همانطور که گفته شد در حکومت هایی که اغلب یک تنه عمل می کنند و مرزبندی حقوقی و قانونی مشخصی بین نهاد های مختلف حکومتی و اجزای متفاوت ارکان قدرت ندارند، تمیز دادن مفاهیم این کلمات دشوار می شود اگر نگوییم غیر ممکن است. اما در کشور هایی که رژیم پارلمانتاریستی دارند، این تفاوتها در اخبار روزمره قابل مشاهده است. مثلا در فرانسه ژاک شیراک رییس جمهور، رییس حکومت است و دومینیک دو ویلپن رییس دولت(قوه مجریه)، نخست وزیر است. این اشاره و مثال زدن از فرانسه برای ما ایرانی ها مفید به نظر می رسد. زیرا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (سال58) از لحاظ تنظیم روابط نهاد ها و ارکان حکومت از قانون اساسی جمهوری پنجم اقتباس شده است. هر چند مضمون ولایت فقیه آن استخوابندی موجود در پیش نویس را هم تغییر شکل داده است.

اگر بر اساس همان روح اصلی قانون اساسی صحبت کنیم؛ رییس، صدر حکومت یا رهبر جمهور ایران؛ آیت الله خامنه ای است و رییس دولت، نخست وزیر ایشان؛ آقای محمود احمدی نژاد است. هر چند عناوین رسمی آنان با این نامگذاریهای حقوق سیاسی سازگاری نداشته باشد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حلقه مفقوده تحزب در ایران؛ محمد قوچانی*
GOVERNMENT ; STATE **
GOUVERNEMENT ; ETAT ***

برچسب‌ها: , , ,